شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
55
نفثة المصدور ( فارسى )
در عرصهء أمل متّسعى بود ( ع ) إذا العيش « 1 » 248 غضّ و الزّمان « 2 » بمائه « 3 » ، تا امروز كه ايّام ناكامى و بيمرادى « 4 » و انتهاى مدّت شاديست ، در همه اوقات عموما ، و در حالت شدّت امراض خصوصا ، وصيّت مىكردهام « 5 » ، كه : « چون وديعت حضرت ، كه هراينه به حكم « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » * « - 1 » 249 سپرد نيست ، در غربت تسليم كرده آيد ، و عاريت روح ، كه بىهيچ شبهت بموجب خلقتم للموت 250 ، رد كردنيست « 6 » ، در اين هجرت سپرده گردد ، تابوت « 7 » قالب را كه مأواى جان مشتاق مجروحست - و اگرچه دوايى بعد از وفات نخواهد بود - بزيدر رسانند « 8 » ، و صندوق استخوان را كه ايوان كسرى روحست - و هرچند علاجى « 9 » پس از رفات نخواهد بود « 10 » - جز بتربت اصلى ننهند . » ( ع ) آن نيز ببخت خفته در باقى شد . امروز بيرون از بعد مسافت « 11 » چندان آفت و مخافت در
--> ( 1 ) در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 3 : إذا العيش ( 2 ) در « ديوان أبى المظفّر محمّد بن احمد الأبيوردىّ » ص 297 : و الشّباب ( 3 ) در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 3 : مساعد ( 4 ) هت : نامرادى ( 5 ) سى : مىكردم ( 6 ) هت ، سى : رو كرد نيست ( 7 ) هت : گردد و تابوت ( 8 ) سى : رسانيد ، كر : رساند ( 9 ) متن مطابقست با : مى . سى : روحست اگرچه علاجى ، هت : روحست علاجى ، كر : روحست و علاجى ( 10 ) مى : فوات نتواند بود ( 11 ) مى : بيرون از مسافت ( - 1 ) قرآن كريم : 3 / 185 و 21 / 35 و 29 / 57